بایگانی: اسفند ۱۳۸۶

بی‌نشان شهر

۰۶ اسفند ۱۳۸۶

کم می‌شود نگاه تو از دیدگان شهر
امّا نشسته نام تو بر واژگان شهر
 
غم، گریه، داغ با غزلی تازه می‌رسید
شعری جدید، هق‌هقِ تلخ از زبان شهر
 
دارم به نسل پاک شما غبطه می‌خورم
گریان شده ز حیرتتان آسمان شهر
 
چتری بیاورید برای نگاه‌ها
باریده بود باز چرا بی‌بهانه شهر؟
 
قلبی هنوز عطر هزاران شهید داشت
گم شد میان درد و غم آب و نان شهر
 
اینجا کسی میان هزار ا...